مــن حـ♥ــوای کســی بودم که دیــ♥ـــر فهمیــدم آدم نیــ♥ـــست...
خدایا امشب خیلی خسته ام….
فردا صبح بیدارم نکن
+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت توسط سـحـر
|
سیب سرخی را به من بخشید ورفت... ساقه ی سبزدلم را هم چید ورفت... عاشقی های مراباور نکرد... عاقبت بر عشق من خندید ورفت... اشک درچشمان سردم حلقه زد... بی مروت گریه ام را دید ورفت...