خواهر کوچکم از من پرسید:پنج
وارونه چه معنا دارد؟ …
من به او خندیدم,
گفت: روی دیوارو درختان دیدم,
... بازهم خندیدم
گفت: دیروز خودم دیدم که مهران پسر
همسایه
پنج وارونه به مینو می داد.
آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید,
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم:
بعد ها وقتی سقف کوتاه دلت لرزید
بی گمان می فهمی پنج وارونه
چه معنا دارد…
+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت توسط سـحـر
|
سیب سرخی را به من بخشید ورفت...