دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش
کردم
بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم اومدم بکشمش
یهوگفت مامان ! راست میگفت من مامانش بودم
آخه خون من تو رگاش بود ! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم
+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن ۱۳۹۱ ساعت توسط سـحـر
|
دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش
کردم
بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم اومدم بکشمش
یهوگفت مامان ! راست میگفت من مامانش بودم
آخه خون من تو رگاش بود ! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم
سیب سرخی را به من بخشید ورفت...