سر شب لپتاپ رو خاموش کردم رفتم نشستم

تو پذیرایی در جوار خانواده

۱ دقیقه بعد مامانم:لپ تاپت سوخته؟

من : نه

۳ دقیقه بعد بابام: اینترنتت شارژش تموم شد؟

 

من : نه

اندکی بعد بابام: چی شده حالت خوب نیست؟

من : نه چطور ؟

 

یه ذره بعد مامانم: تو چته؟چراسرت تو

لپتاپ نیست؟

من: خب گفتم یکم بیام پیش شمابشینم!

بابام: مطمئنی طوری نشده ؟

مامانم: خب بگو چرا اینجوری میکنی آخه؟

هیچی دیگه پا شدم اومدم لپتاپ رو روشن کردم!!!!